دوش مرا خواجه ی عاقل ،خروش...
زد،که : نشین کنج سرایت خموش
تا که سر خود بسلامت بری...
پیرهن عشق به قامت مپوش
با همه آرامشم از عشق ، باز...
خون دلم زین سخن آمد به جوش
گفتمش:ای خواجه سر خویش گیر...
این سخن از خسته دلان دار گوش:
((سر که نه در راه عزیزان بود...
بار گرانی ست کشیدن به دوش))
دست تو و دامنه ی عقل و هوش...
جان من و عشق و لب می فروش
((مهدی زکی زاده قریه علی .13/5/92))
کلمات کلیدی:
دراین قهوه فال عجیبی ست یارب
و امسال سال عجیبی ست یارب
به گردن گرفتیم عاشق کشی را
که وزر و وبال عجیبی ست یارب
گرفتار خود کرد مرغ دلم را
نه دانه که خال عجیبی ست یارب
سر عشق ورزان – زمستان تهمت –
به داراست، شال عجیبی ست یارب
و گویند ما را تو از یاد بردی!!
که امر محال عجیبی ست یارب
به چشمان آدم از احساس حوا
چه اشک زلال عجیبی ست یارب
سحرگاه تقدیر ،من و عشق ،تنها
و این حال حال عجیبی ست یارب
((مدیران کارا زیادند ،هرچند...
که قحت الرجال عجیبی ست یارب!!!))
مهدی زکی زاده قریه علی...مرداد1392
کلمات کلیدی: یارب، قحط الرجال، سحرگاه، تقدیر، شایسه سالاری، مدیران
آتش که بر جان زدند،آتشنشانم شد دلت
طوفان که بود اوضاع دل ، آرام جانم شد دلت
در دام صیادان – دلم- وقتی اسارت میکشید
باچشم آهو گونه ات ،ضامن ، امانم شد دلت
ممنون که حتی لحظهای یادم نرفت از خاطرت
حق مهربانت خواسته که مهربانم شد دلت
حق در شب تقدیر از احساس گل قدرت دهد
همراه اشکم در دعا ، ورد زبانم شد شد دلت
تنها نه اینکه مهربان هستی و یاری می کنی
مانند آیات خدا ، برحق نشانم شد دلت
((مهدی زکی زاده –مرداد1392))
کلمات کلیدی:
شبم بی تو بی خواب آرامش است
دلم در تب و تاب آرامش است
نگاهم به روی تو دارد امید
که روی تو مهتاب آرامش است
صدایم کن ای عشق،برسوز دل
صدای تو چون آب آرامش است
زمین خورده آدم ، نخواهد بهشت
که حوایش اسباب آرامش است
بگیرد چو دل حال نیلوفری
جهان همچو مرداب آرامش است
((مهدی زکی زاده –مرداد1392))
کلمات کلیدی:
علی(ع) را تیغ کین نه، افترا کشت
همان که ((خارجی!!)) در کربلا کشت
نگاه بد،حسد ،تهمت ، دورویی
همان زهریست که شیر خدا(ع) کشت
علی(ع) و مسجد؟!!این زهرین سوالی ست
که قبل از ابن ملجم،مرتضی(ع) کشت
جهالت،خودبزرگی،بی مرامی
وفای کوفه را درسینه ها کشت
علی(ع)فرمود:قزت...یعنی:آرام...
گرفتم.ابن ملجم تا مرا کشت
برای ضربتش ،یک ضربه کافی ست
که با یک ضربه،بی حرف،ادعا،کشت
گمانم ابن ملجم را ببخشند!!
علی(ع) را تیغ کین نه ،افترا کشت
تسلیت باد بر شیعیان راستین و دوستداران واقعی و علی(ع) مرامان
شهادت الگوی ایمان و عمل و عدالت ،علی ابن ابی طالب(ع)
با علی(ع) از یا علی(ع) یک نقطه کم دارد ،ولی
یا علی(ع) گفتن کجا ؟ و با علی(ع) بودن کجا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
مهدی زکی زاده قریه علی-مرداد1392
گاهی باید که چشماتو ببندی
به هرچی گریه انگیزه بخندی..
گاهی ،آتیش که میندازن به جونت
بسوزی بهتره ،باسربلندی
از ابراز محبتای بی خود
جداشی بهتره تا دل ببند..
گاهی میشه دشمنو ریشه کن کرد
با آرومی،باخنده ،شوخ و رندی..
بپای اعتقاد و عشق پاکت
نشون مردی اینه:دل نکندی.
تلخ میشه روزگار برای نامرد
تاوقتی مردونگی داری ،قندی...
شاد و سلامت و مردانه باشید
++++++++++++++++++++++++
میشه از چشم بعضی آدما خوند...
که حال و روز دنیاشون چه رنگه...
برای بعضی ،چشما تاره هر روز...
واسه بعضی چشا دنیا قشنگه...
نه هرکس شاده میتونه بخنده
نه هرکی خنده بر لب داره شاده...
نه میشه ساده بر هر دل گره خورد....
نه هرکس داده دل ساده ست، ساده....
((مهدی زکی زاده 1/5/92))
کلمات کلیدی:
با آنکه شبها چشمم از یادت ندارد خواب را
بخشیده یاد روی تو بر هر شبم مهتاب را
در آرزوی دیدنت چشمان مشتاقم براه
عمریست همدم گشته ام جان و دل بیتاب را
چون کودکان گل فروش ماشین به ماشین سرزنم
چیزی نمی خواهم مگر گلخنده ی ارباب را
گفتند :یونس را نهنگ غصه ها بلعیده است
گاهی خدا با غصه ای یاری کند احباب را
یارب عطا کن در شب تقدیر نو اندیشه ای
تا شویم از دامان دل چرکین غم اذناب را
وقتی خدا بر خاکمان آدم شدن را می نوشت
با عشق نقشی جاودان بخشید خاک و آب را
ممنون که رنگ عشق را بر چشم های من زدی
تا پاک و زیبا بین شوم نیلوفر مرداب را
در شبهای قدر یادم کنید و دعایم که عاقبت بخیر شوم ....عاقبتتان بخیر
((مهدی زکی زاده 31/4/92))