اگرچه داغ گل ها ماندگار است
ولیکن یادش از جنس بهار است
سفررفته بخوابم آمد و گفت
که اینجا بهتراز آن روزگار است
زمین باشد قرین غصه و رنج
که ابرش غالبا اندوه بار است
جدایی پیشه ی دیرین دنیاست
ودنیا را عذاب و غصه کاراست
نتنها خنده بر لب نیست دنیا
که مجنون هم زدرد عشق زاراست
نپاید شادمانی های دنیا
به رنج وغصه دنیا استوار است
عروسی دلفریب است زندگانی
به حجله،کام لعلش مرگبار است
عزیزی دادنش بر ابن یعقوب
قرین چاه و دوری از دیار است
به عقدش اهل ایمان درنیایند
که ایمان را ازایشان خواستار است
و این درخاک خفتن های ممتد
برای اهل عقل آموزگار است
دهد بر زندگان این درس دنیا
که رسم مرگ جاری، برقرار است
فقیر و پادشه از لقمه ی مرگ
چشد روزی ، پیاده یا سوار است
خدا داند که این کوتاهی عمر
نمی ارزد که چشمی ازتو زار است
نمی ارزد که با این عمر کوتاه
دلت، دستت، زبانت خار دار است
به عقبی ،آنکه دل بنددبه دنیا
وباشد بنده ی آن شرمسار است
خوشا آنکس که دارد دین و دنیا
به خالق بنده،با مخلوق یار است
به فکر روز پاسخ باش از امروز
که فعلت با تو هردم همجوار است
مهدی زکی زاده قریه علی
به یاد دوست جوان از دست رفته مان مهدی جعفری ،و جهت شادی روحش و عاقبت بخیری وی و خود،بخوان فاتحه ای با اخلاص و صلوات
نوشته شده توسط
مهدی زکی زاده قریه علی
91/7/16:: 9:51 صبح
|
() نظر