مطلع شعر منی،حال و هوای تو غزل
چو غزالی که خرامانی و پای تو غزل
مرغ خوش خوان منی گرچه به بام دگری
گاه از دور بخوانی و نوای تو غزل
داده از لطف خدایم سرسوزن ذوقی
تا که از جان بسرایم برای تو غزل
شهریار غزلند حافظ و سعدی ،اما
مهربانا بخدا هست گدای تو غزل
آخر هرغزل نام تو خوش می آید
شعر زیبای خدایی ،همه جای تو غزل
همه دارایی من دفتر اشعار من است
بچه هایم غزلند، پس بفدای تو ، غزل
تقدیم به دختر عزیزم غزل جعفری ...با بهترین آرزوها برای امروز و فردایش
کلمات کلیدی: غزل - شعر - مرغ غزلخوان