باد و باران آید از هرسو ،چرا؟
آب و جارو میکند هرکوچه را
چون محرم میرسد از راه و هست
موسم اندوه و هنگام عزا
حاجی برگشته ای از نیمه را
.حج خود پایان دهد در کربلا
او که ابراهیم جدش بوده است
کرده هفتاد و دو قربانی جدا
شاید این باران اشک عرشیان
هست و کرده اند تکیه ای بپا
نوحه خوان عرش جبریل امین
گریه کن:زهرا(س) و احمد(ص)،مرتضی(ع)
کل یوم ماست عاشورا و هست
سرزمین شیعه دشت نینوا
مانده در طوفان تیر جهل و کین
کشتی امداد و مصباح الهدی
ماه ،تشنه ،مشک نومیدی به لب
دستهایی دارد از پیکر جدا
حرمله سوی کدامین پیلتن
کرده است تیر سه شعبه را رها؟!
بعد از آن خورشید خونین جامه است
عشق را تاسربریدند از قفا
مهدی زکی زاده 13/8/92
کلمات کلیدی: