تصویر چشمت را به خاطر قاب کردم
دور از تو در بند غم اعتصاب کردم
چشم ازحسودان خورده ام انگار ، زیرا
یارم شدی ، دلهایشان را آب کردم
درکوچه و پس کوچه ها عمری دویدم
تنها ترا در شهر انتخاب کردم
از روی رویای تو لالایی سرودم
تا کودک شر درون را خواب کردم
تنها نه با سوسن و نرگس ،بلکه گا گاه
دل را خوش از نیلوفر مرداب کردم
تا خط چشمانم به تو نزدیک گردد
سرمشق جانم را ((ادب))((آداب)) کردم
مهدی زکی زاده 19/7/92
کلمات کلیدی: