مثل تو شروع غزلم مرثیه وار است
مانند تو اقبال خوشم برسر دار است
تا قابله بند دلم از ناف جداکرد
دنیای من غمزده مانند تو زار است
همزاد منی ،از نفس گرم تو پیداست
درسینه ی تو آتش عشق دست بکار است
کم روز و شبی دیده ام آرامش دنیا
ایام خوش عمر من انگشت شمار است
جزعشق برای من و تو راه دگر نیست
برخاطر پاییزی مان ،عشق،بهار است
((مهدی زکی زاده 16/7/92))
کلمات کلیدی: