چشام کاکوی شیرازه بیادت
لبام خوش نقش از آوازه بیادت
شدم تاهمسفر باخاطارتت
دلم مشغول پروازه بیادت
اگرچه ماه رویت درشبم نیست
ستاره نغمه پردازه بیادت
براهت کوچه گرد انتظارم
برویم پنجره بازه بیادت
بنازد هرکه بر دارایی خویش
دلم همواره می نازه بیادت
نیاز من به چنگ و رود و نی نیست
که بغضم بهترین سازه بیادت
حسودان را نباشد زحمت تیغ
که ماند زخم دل تازه بیادت
دلم زا حکم خدمت باشد از عشق
غریب افتاده ، سربازه به یادت
م-زکی زاده
کلمات کلیدی: