واسه گفتن بعضی حرفا ،دل...
آدم از تو حلقش برون میزنه.
خودت رو نبین ،نون و شیر و عسل...
دل من نونش رو به خون میزنه.
ی عمره به هرکی که دل میسپرم ...
دل خستمو می شکنه بی صدا.
دلم درد داره ولی ساکته...
از این پس سپردم بدست خدا.
شبا تا سحر سقفمه آسمون...
دلم میره تا اونور کهکشون.
من و ماه و مهتاب و اشک و غزل...
تو و روز و خورشید و رنگین کمون.
تو بالای شهری ، منم ته تهاش...
تو شیکی ولی من دلم پرخراش.
تو از حق هم بیشتر داری و...
واسه حق کنم – خون – بریزوبپاش.
با این سختییایی که اقبالمه...
با اینکه دارم غصه یک عالمه...
خدا کرده آروم دلم رو به عشق...
که بی قهوه هم –عشق – توفالمه.
((مهدی زکی زاده قریه علی... 12/5/92))
کلمات کلیدی: